این روزها دلم خیلی برای پدرم تنگ می شود 

 ای کاش میشد سرنوشت را خط به خط نوشت 

دلم به حال جفتمان میسوزد - آش نخورده و دهن سوخته - 

دلم به حال خودم و ز ن د گ ی سگی ام میسوزد 

گاهی اوقات به وجود خدا هم باید شک کرد تا بتوان شرایطی که در آن قرار داری رو درک کنی 

آخر چرا ؟

از پدرم دور هستم ، از مادرم دور هستم ...

همه دارند واسه زندگی من تصمیم میگرند ... همه به زندگی من جهت میدهند 

و من هم همچون عروسکی کوکی در میدان زندگی خودنمایی میکنم 

مادر، پدر، دلم برایتان می سوزد 

مادر تو بازیچه دوستانت شدی

پدر تو بازیچه مادرم

و من هم بازیچه هر دوی شما